X
تبلیغات
از طرف عباس.آ.ط پادگان عجب شیر

پادگان عجب شیر

خاطرات عجب شیر

عيد غدير

 

آلبوم تصاویر , گالری تصاویر , گالری موضوعی , آلبوم موضوعی , والپیپرهای عید غدیر  , روز عید غدیر , من کنت مولا فهذا علی مولا

               خورشيد چراغکي ز رخسار عليست
                    مه نقطه کوچکي ز پرگار عليست
                      هرکس که فرستد به محمد صلوات
            همسايه ديوار به ديوار عليست
             عيد غدير مبارک

                          


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392 ساعت 19:35 موضوع | لينک ثابت


تظاهر

 
شاید میان این همه " نامردی " باید شیطان را بستایم که " دروغ " نگفت ، جهنم را بجان خرید اما " تظاهر " به دوست داشتن آدم نکرد ...
نایت اسکین


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 ساعت 9:49 موضوع | لينک ثابت


شب قدر

اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم !

و یا از روی خود خواهی فقط خود را پسندیدم !

اگر از دست من در خلوت خود گریه ای کردی !

اگر بد کردم هرگز به روی خود نیاوردی !

اگر زخمی چشیدی گاه گاهی از زبان من !

اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من  !

نمی گویم میان سجده سبزت دعایم کن !

فقط امشب شب قدر است اگر میشه حلالم کن !

قال الصادق (علیه السلام)

التقدیر فى لیلة تسعة عشر و الابرام فى لیلة احدى و عشرین


و الامضاء فى لیلة ثلاث و عشرین

امام صادق (علیه السلام) فرمود :

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى ‏گیرد و تصویب آن


در شب بیست ویکم و تنفیذ آن در شب بیست‏ سوم

وسائل الشیعه، ج 7 ص 259



 

نگارش توسط عباس.آ.ط در دوشنبه هفتم مرداد 1392 ساعت 17:23 موضوع | لينک ثابت


عشق

«پیوند عشق حقیقی حتی با مرگ گسیخته نمی‌شود، چه رسد به دوری.»

~
عکس


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1392 ساعت 19:26 موضوع | لينک ثابت


گل نرگس

 

مانده ام با غم هجران نگارم چه کنم
عمر بگذشت و ندیدم رخ یارم چه کنم
چشم آلوده کجا دیدن دلدار کجا
چشم دیدار رخ دوست ندارم چه کنم
 

 

هنوزم انتظارو انتظار است         هنوزم دل به سینه بی قرار است   
هنوزم خواب میبینم به شبها      همان مردی که بر اسبی سوار است

همان مردی که جمعه آید روزی

و این پایان خوب انتظار است

بر چهره پر ز نور مهدی صلوات      بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیا بفرست        بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

پيشاپيش نیمه شعبان مبارک

 


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در جمعه سی و یکم خرداد 1392 ساعت 19:5 موضوع | لينک ثابت


تمام هستیم

74170_593637020651357_872211038_n.jpg

اگر به من بگویند هشتاد بار دور دنیا بچرخ میگویم

هشتاد بار دور مادرم میچرخم

چون مادرم دنیای من است

مادر عزیزم روزت مبارک . . .


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 ساعت 23:32 موضوع | لينک ثابت


یه سال هم گذشت

آنگاه که تنهایی تو را می آزارد
به خاطر بیاور که خدا بهترین های دنیا را تنها آفریده

.

.

.

دوستی اتفاق است ، جدایی رسم طبیعت ، طبیعت زیباست نه به زیبایی حقیقت
حقیقت تلخ است ، نه به تلخی جدایی ، جدایی سخت است نه به تلخی تنهایی

.

.

.

درختی خشک مانم به صحرا
که عمری سر کند تنهای تنها
نه بارانی که آرد برگ و باری
نه برقی تا بسوزد هستی اش را

.

.

.

بیا مثل مرغان آشفته هجرت کنیم
افق را به مهمانی پونه دعوت کنیم
بیا مثل پروانه های غریب نیاز
به مهتاب شب های تنهایی عادت کنیم

.

.

.

غم هم اگر ترکم کند ، تنهای تنها می شوم

بیخیال تنهایی، تولدم مبارک

شکلک های شباهنگ Shabahang- Happy Birthday: 3 


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در یکشنبه یکم اردیبهشت 1392 ساعت 23:53 موضوع | لينک ثابت


اُم ابیها

برگُشا مُهر خموشی از زبانت ای بقیع
جای زهرا را بگو با زائرانت ای بقیع
دیده گریان ما را بنگر و با ما بگو
در کجا خوابیده آن آرام جانت ای بقیع

شب است و ماه، بارِ خویش بسته
سکوت نُه فلک در هم شکسته
کنار قبر زهرا ، زار و خسته
علی بر خاک ها تنها نشسته

شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 ساعت 16:55 موضوع | لينک ثابت


تبریک سال نو

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش

بهار یک نقطه دارد نقطه آغاز بهار زندگیتان بی انتها باد سال نو مبارک


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در یکشنبه چهارم فروردین 1392 ساعت 14:16 موضوع | لينک ثابت


عجب


اینجا زمین است ! ساعت به وقت انسانیت خواب است دل عجب موجودی سخت جانی است !

هزار بار تنگ میشود ... میشکند ... میسوزد ... میمیرد ... ! ولی باز هم میتپد ...



 

نگارش توسط عباس.آ.ط در جمعه هجدهم اسفند 1391 ساعت 22:35 موضوع | لينک ثابت


نشسته ایم

چون بوم بر خرابه دنیا نشسته ایم 

اهل زمانه را به تماشا نشسته ایم 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

بر این سرای ماتم و در این دیار رنج 

بیخود امید بسته و بیجا نشسته ایم 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

ما را غم خزان و نشاط بهار نیست 

آسوده همچو خار به صحرا نشسته ایم 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

گر دست ما ز دامن مقصد کوته است 

از پا فتاده ایم نه از پا نشسته ایم 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تا هیچ منتظر نگذاریم مرگ را 

ما رخت خویش بسته مهیا نشسته ایم 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

یکدم ز موج حادثه ایمن نبوده ایم 

چون ساحلیم و بر لب دریا نشسته ایم 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

از عمر جز ملال ندیدم و همچنان 

چشم امید بسته به فردا نشسته ایم 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

آتش به جان و خنده به لب در بساط دهر 

چون شمع نیم مرده چه زیبا نشسته ایم 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

ای گل بر این نوای غم انگیز ما ببخش 

کز عالمی بریده و تنها نشسته ایم 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تا همچو ماهتاب بیایی به بام قصر 

مانند سایه در دل شب ها نشسته ایم 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تا با هزار ناز کنی یک نظر به ما 

ما یکدل و هزار تمنا نشسته ایم 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

چون مرغ پر شکسته فریدون به کنج غم 

سر زیر پر کشیده و شکیبا نشسته ایم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در دوشنبه بیست و پنجم دی 1391 ساعت 20:32 موضوع | لينک ثابت


شدت تنهایی

                                                    

 هرگاه از شدت تنهایی  هوسه اعتماد دوباره به سرم میزنه ، خنجره خیانتی را که در پشتم فرو رفته در میارم

میبوسمش ، سیقله عاشقانه ، اندکی نمک برویش نوازش کرده باز بر سر جایش میگذارم

از قول من به آن لعنتی بگویید خیالش تخت من دیوانه هنوز به خنجرش هم وفادارم ...


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در شنبه بیست و پنجم آذر 1391 ساعت 19:17 موضوع | لينک ثابت


خداحافظ عشقم

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم
در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی
خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی
خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم
خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!

اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده است نه اینکه می­شه باور کرد دوباره آخر جاده است خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا...

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در شنبه سیزدهم آبان 1391 ساعت 17:51 موضوع | لينک ثابت


سرنوشت

بنده ای از خدا پرسید :

اگر سرنوشت من را نوشتی پس چرا دعا کنم ؟

خدا گفت :

شاید نوشته باشم هر چه دعا کند ...


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در چهارشنبه دوازدهم مهر 1391 ساعت 15:25 موضوع | لينک ثابت


می خواهم

می خواهم برگردم به روز های کودکی :

آن زمان که پدر تنها قهرمان بود

عشق تنها در آغوش مادر خلاصه می شود

بالاترین نقطه زمین شانه های پدر بود ...

بدترین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند

تنها دردم زانوهای زخمی ام بودند

تنها چیزی که میشکست اسباب بازیهایم بود

و معنای خداحافظ، تا فردا بود ...



 

نگارش توسط عباس.آ.ط در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391 ساعت 14:35 موضوع | لينک ثابت


دعایت میکنم

 این دعا را منتشر کنید ببینید چطور غم هایتان از بین می رود

 
سبحان الله یا فارِجَ الهَمّ و یا کاشِفَ الغَمّ


 
فَرِّج هَمّی و یَسِّر أمری وأرحَم ضَعفی


 
و قِلَّةِ حیلَتی وأرزُقنی مِن حَیثُ لا أحتَسِب


 
یا رَبّ العالمین



 
حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: هر کس مردم را از این دعا

 باخبر کند در گرفتاریش گشایش پیدا می شود

 التماس دعا

 


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391 ساعت 22:30 موضوع | لينک ثابت


رمضان

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

کارت پستال درخواستی طراحان


باز هم رمضانی دیگر از راه رسید . شکر خدا که که عمر به دنیا داشتیم تا این سال هم در

کنار عزیزان خود به مهمانی خداوند بزرگ بریم و ابراز بندگی و خضوع کنیم . در این ماه عزیز

از همگی التماس دعا دارم و امیدوارم نماز و روزه ها و مناجاتات هاشون قبول درگاه حق باشه . انشالله . 


کارت پستال درخواستی طراحان

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در شنبه سی و یکم تیر 1391 ساعت 20:36 موضوع | لينک ثابت


تقدیر

 صحبت زيباي قهرماني كه اشتباهي به ايدز مبتلا شد!

 آرتو اشي قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خونِ آلوده اي كه در جريان يك عمل جراحي در سال 1983 دريافت كرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنيا نامه هايي از طرفدارانش دريافت كرد. يكي از طرفدارانش نوشته بود:
چرا خدا تو را براي چنين بيماري انتخاب كرد؟

او در جواب گفت :
در دنيا، 50 ميليون كودك بازي تنيس را آغاز مي كنند. 5 ميليون نفر ياد مي گيرند كه چگونه تنيس بازي كنند.500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند.50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند. 5 هزار نفر سرشناس مي شوند. 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي كنند، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال ... و آن هنگام كه جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدايا چرا من؟
و امرز هم كه از اين بيماري رنج مي كشم، نيز نمي گويم

 خدايا چرا من؟


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در سه شنبه شانزدهم خرداد 1391 ساعت 14:31 موضوع | لينک ثابت


کورش بزرگ

مطالب و عکس هایی درباره کوروش کبیر


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ساعت 12:20 موضوع | لينک ثابت


انشا

انشای کودک در مورد ازدواج

.

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود.

ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند. در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم. از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است ! اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود..

خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند! اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد.

میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند.


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در سه شنبه هشتم فروردین 1391 ساعت 17:57 موضوع | لينک ثابت


نامه اي به خدا

اين ماجراي واقعي در مورد شخصي به نام نظرعلي طالقاني است که در زمان ناصرالدين شاه طلبه اي در مدرسه ي مروي تهران بود و بسيار بسيار آدم فقيري بود. آن قدر فقير بود که شب ها مي رفت دوروبر حجره هاي طلبه ها مي گشت و از توي آشغال هاي آن ها چيزي براي خوردن پيدا مي کرد.
يک روز نظرعلي به ذهنش مي رسد که براي خدا نامه اي بنويسد.نامه ي او در موزه ي گلستان تهران تحت عنوان "نامه اي به خدا" نگهداري مي شود.

مضمون اين نامه :

بسم الله الرحمن الرحيم
خدمت جناب خدا!
سلام عليکم
اينجانب بنده ي شما هستم.
از آن جا که شما در قران فرموده ايد:
"ومامن دابه في الارض الا علي الله رزقها"
«هيچ موجودزنده اي نيست الا اينکه روزي او بر عهده ي من است.»

من هم جنبنده اي هستم از جنبندگان شما روي زمين.
در جاي ديگر از قران فرموده ايد:
"ان الله لا يخلف الميعاد"
«مسلما خدا خلف وعده نميکند.»

بنابراين اينجانب به جيزهاي زير نياز دارم:
1- همسري زيبا ومتدين
2- خانه اي وسيع و پادشاهانه
3- يک خادم وفادار
4- يک کالسکه و سورچي زرنگ
5- يک باغ بزرگ همچون گلستان
6- مقداري پول براي تجارت
لطفا بعد از هماهنگي به من اطلاع دهيد.
آدرس :مدرسه مروي- حجره ي شماره ي 16- نظرعلي طالقاني

نظرعلي بعد از نوشتن نامه با خودش فکر کرد که نامه را کجا بگذارم؟ مي گويد،مسجد خانه ي خداست.پس بهتره بگذارمش توي مسجد. مي رود به مسجد امام در بازار تهران(مسجد شاه آن زمان) نامه را در مسجد در يک سوراخ قايم ميکنه و با خودش ميگه: حتما خدا پيداش ميکنه! او نامه را پنجشنبه در مسجد مي گذاره. صبح جمعه ناصرالدين شاه با درباري ها مي خواسته به شکار بره. کاروان او ازجلوي مسجد مي گذشته، از آن جا که به قول پروين اعتصامي :
"نقش هستي نقشي از ايوان ماست

آب و باد وخاک سرگردان ماست"

ناگهان به اذن خدا يک بادتندي شروع به وزيدن مي کنه نامه ي نظرعلي را روي پاي ناصرالدين شاه مي اندازه. ناصرالدين شاه نامه را مي خواند و دستور مي دهد که کاروان به کاخ برگردد. او يک پيک به مدرسه ي مروي مي فرستد، و نظرعلي را به کاخ فرا مي خواند. وقتي نظرعلي را به کاخ آوردند ،دستور مي دهد همه وزايش جمع شوند و مي گويد: نامه اي که براي خدا نوشته بودند،ايشان به ما حواله فرمودند .پس ما بايد انجامش دهيم. و دستور مي دهد همه ي خواسته هاي نظرعلي يک به يک اجراء شود ...


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در چهارشنبه سوم اسفند 1390 ساعت 10:1 موضوع | لينک ثابت


آدمیت

آدمیت مرده است ...

از همان روزی که دست حضرت قابیل

گشت آلوده به خون حضرت هابیل

از همان روزی که فرزندان آدم

زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید

آدمیت مرده بود        گرچه آدم زنده بود

از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند

از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند

آدمیت مرده بود        گرچه آدم زنده بود

بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب

گشت و گشت قرنها از مرگ آدم هم گذشت

ای دریغ آدمیت برنگشت

*********************************

قرن ما ...

قرن ما روزگار مرگ انسانیت است

سینه دنیا ز خوبی ها تهی است

صحبت از آزادگی پاکی مروت ابلهی است

صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست

قرن موسی چمبه هاست

روزگار مرگ انسانیت است

من که از پژمردن یک شاخه گل

از نگاه ساکت یک کودک بیمار

از فغان یک قناری در قفس

از غم یک مرد در زنجیر حتی، قاتلی بر، دار

اشک در چشمان و بغضم در گلوست

وندرین ایام زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست

مرگ او را از کجا باور کنم

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

وای جنگل را بیابان میکنند

دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند

هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا

آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست

فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست

فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست

در کویری سوت و کور

در میان مردمی با این مصیبت ها صبور

صحبت از مرگ محبت مرگ عشق

گفتگو از مرگ انسانیت است


فریدون مشیری

 


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در شنبه پانزدهم بهمن 1390 ساعت 14:10 موضوع | لينک ثابت


فرقی ندارد

اینجا قفس با آسمان فرقی ندارد

امروز و فردا بی گمان فرقی ندارد

وقتی غروری نیست تا آتش بگیرد

خاموش یا آتشفشان فرقی ندارد

 وقتی که این کشتی ندارد ناخدایی

با بادبان بی بادبان فرقی ندارد ..!!

هیزم شکن با باغبان فرقی ندارد

وقتی برای مرده بودن زنده هستیم

 گهواره با تابوتمان فرقی ندارد!


به یاد آرزوهایم سکوتی میکنم بالاتر از فریاد !


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ساعت 22:57 موضوع | لينک ثابت


زندگی

 

زندگی غمکده ای بیش نبود

سهم ما جز غم وتشویش نبود

به کدام خاطره اش خوش باشم

که کدام خاطره اش نیش نبود


 


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ساعت 23:1 موضوع | لينک ثابت


می پذیرم

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

من پذيرفتم که عشق افسانه است  ...    اين دل درد آشنا ديوانه است

 مي روم شايد فراموشت کنم      ...     با فراموشي هم آغوشت کنم

مي روم از رفتن من شاد باش      ...       از عذاب ديدنم آزادباش

 گر چه تو تنها تر از ما مي روي     ...      آرزو دارم ولي عاشق شوي

      آرزو دارم بفهمي درد را         ...       تلخي بر خوردهاي سرد را


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در دوشنبه چهارم مهر 1390 ساعت 19:48 موضوع | لينک ثابت


تنها شده ام

 

دیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آیینه ز من بی خبر است که اسیر شب یلدا شده ام من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده ام کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام...


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390 ساعت 16:30 موضوع | لينک ثابت


نیمه شعبان

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن! تبر به دست بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد....نیامدی

 

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

کولدن یانیب دولوبدو اوجاقلار هایانداسان؟

یوخ بیر گولوش سولوبدو دوداقلار هایانداسان؟

هر ایل عزیزله دیک آقاجان شعبان اون بئشین

سسلیرله پوفله شمعی اوشاقلار هایانداسان؟

هر جومعه گلمیشیک گله سن جمکران یولون

چالدی قابار یولوندا ایاقلار هایانداسان؟

سسلیر ” نبی ” دوزه نمیریک آنجاق اوزاقلیقا

گلسن گلر دوباره قاچاقلار هایانداسان؟

بیزده دوزه نمیریک داها آرتیق فراقینا

سیللی له آل قالیبدی یاناقلار هایانداسان؟

زرتشت یاندیران آلاوین ایستیسی گئدیب

کولدن یانیب دولوبدو اوجاقلار هایانداسان؟

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ای جان جهان بسته به یک نیم نگاهت / دل گشته چو گل سبز به خاک سر راهت

هم بام فلک پایگه قدر و جلالت / هم چشم ملک خاک قدم های سپاهت

عیسی به شمیم نفست روح گرفته / دل بسته دو صد یوسف صدیق به چاهت

دل های خدایی همه چون گوی به چوگان / ارواح مکرم همه درمانده ی جاهت

از عرش خداوند الی فرش، به هر آن / هستند همه عالم خلقت به پناهت

دائم صلوات از طرف خالق و خلقت / بر روی سفید تو و بر خال سیاهت

زیباتر و بالاتری از آنکه به بیتی / تشبیه به خورشید کنم یا که به ماهت

سوگند به چشمت که رسولان الهی / هستند به محشر همه مشتاق نگاهت

زیبد که کند ناز به گلخانه ی جنت / خاری که شود سبز در اطراف گیاهت

این نیست مقام تو که آدم به تو نازد / عالم به تو خلاق دو عالم به تو نازد

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در شنبه بیست و پنجم تیر 1390 ساعت 20:52 موضوع | لينک ثابت


شوخی با خانم های با جنبه!

 

مواد بکار رفته در ساخت زن :

 

گوشت و استخوان 60 کیلو ، عشوه 40 خروار ، قروفر 50 دور در دقیقه ، زبان 14 متر  ، توانایی بیان 2000 اسب بخار ، قدرت اشکریزی 5 لیتر در ساعت ، منطق 3 گرم ، عقل نیم مثقال و لجبازی به مقدار کافی ! 

 


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 ساعت 16:11 موضوع | لينک ثابت


دلتنگی

 

دلم گرفته از این روزگار دلتنگی
گرفته اند دلم را به کـار دلتنگی

دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند
گــــرفت آینــــــه ام را غـبار دلتنگی

شکست پشت من از داغ بی تو بودنها
به روی شـــــانه دل مانـــد بار دلتنگی

درون هاله ای از اشک مانده سرگردان
 نگاه خســـــــته مـــن در مدار دلتنگی

از آن زمان که تو از پیش ما سفر کردی
 نشسته ایم من و دل کـــــنار دلتنگی

دگر پرنده احساس مــن نمی خواند
  مگر سرود غم از شاخسار دلتنگی

بیا که ثانیه ها بی تو کند می گذرد
 بیا که بگذرد این روزگـــــار دلتنگی

 

امروز روز تولدم بود ، ولی ...


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390 ساعت 23:15 موضوع | لينک ثابت


بی خبری

 

هنگام سحر خروس سحری

             دانی که چرا کند همی نوحه گری

                        یعنی که نموداند در آینه صبح

                                    از عمر شبی گذشت تو در بی خبری

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

سال 1389 هم گذشت به دور ور خود کمی با دقت نکاه کنیم چه کسانی تا دیروزدر کنار ما بوداند ولی دیگر در کنار ما نیستن چه کارهایی که می توانستیم انجام دهیم ، ولی انجام ندادیم چه موقیعت هایی را از دست دادایم و حالا جز افسوس کاری از دستمان برنمیاید پس بیاید قدر داشته هایمان و روزهای  خود را بدانیم که افسوس خوردن به هیچ دردی نمی خورد بیاید کاری بکنیم که هرگز حسرت گذشته را نخوریم .

انشاءالله سالی سرشار از سعادت و خوشبختی و موفقت ها را داشته باشید ،

سال نو سال خرگوش مبارک باد.


 

نگارش توسط عباس.آ.ط در پنجشنبه چهارم فروردین 1390 ساعت 13:35 موضوع | لينک ثابت